درباره صدای آمریکا | تماس با ما

blank

خبرها RSS Feeds آر اس اس


گزارش از: مسعود عالمی 


روابط ايران و آمريکا از دير باز با تحولات عظيم و چرخش های سريع همراه بوده است. تنش موجود در مناسبات دو کشور که با گروگان گيری اعضای سفارت آمريکا در سال ۷۹ به خصومت گرائيده بود، در دهه نود ميلادی و همزمانی رياست جمهوری بيل کلينتون و سيد محمد خاتمی اندکی کاهش يافت. در اواخر دوران کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا با عذرخواهی رسمی از ايران در ارتباط با واقعه ۲۸ مرداد به يکی از خواسته های اصلی ايران جواب مثبت داد، و کارشناسان سياسی فصل جديدی در روابط دو کشور را انتظار می کشيدند.

اما برملا شدن فعاليت های غير قانونی جمهوری اسلامی در زمينه توليد سلاح اتمی موجب شد تهران همراه با کره شمالی و عراق (صدام حسين) از سوی رئيس جمهوری وقت آمريکا به عنوان محور شرارت معرفی شود، و با وضع تحريم های سازمان ملل در انزوای بيشتر قرار گيرد. اين شرايط با حمله قوای چند مليتی به افغانستان برای سرکوب طالبان و سپس حمله به عراق و سرنگونی صدام حسين بار ديگر مانع از هرگونه پيشرفت در برقراری رابطه ميان دو کشور شد.

روی کار آمدن دولت احمدی نژاد با حمايت محافظه کاران و نظاميان ايران، و نيز مشکلات آمريکا در عراق، سير عادی روند ديپلماتيک را مخدوش کرد، و تقارن دور دوم رياست جمهوری جورج بوش و آغاز رياست جمهوری محمود احمدی نژاد به نوعی جنگ سرد ميان دو کشور دامن زد. اما برغم سردی روابط طرفين، گفتگوهای دو کشور در خصوص بحران عراق و افغانستان، برای نخستين بار پس از دهه ها،
در همين ايام آغاز شد.

اپوزيسيون ايرانی خارج از کشور در اين دوره با بهره گيری از مخالفت سرسخت دولت بوش با دولت احمدی نژاد فشار بر جمهوری اسلامی را افزايش داد و بويژه برای افشای هر چه بيشتر موارد نقض حقوق بشر در ايران تلاش کرد. اما همزمان با اين فشارها نگران حمله احتمالی به ايران هم بود. در اين دوره شخصيت های عمده جناح های مختلف اپوزيسيون مخالفت خود را با هرگونه گزينه نظامی اعلام کردند. اين وجه فعاليت های اپوزيسيون بخصوص در آمريکا از ويژگی خاصی برخوردار است، زيرا برای نخستين بار بود که گروه های مختلف ايرانی بر روی مساله مشخصی چون مخالفت با جنگ و دفاع از مردم ايران و کشور مادری در کنار يکديگر قرار می گرفتند.

در سراسر اين دوران ايرانيان مقيم آمريکا، همراه با جزر و مد روابط ديپلماتيک بين واشنگتن و تهران، نگران تهديدات خارجی از يکسو و افراط گرايی های داخلی از ديگر سو بسر بردند. گاه به لحاظ دلگيری از کارنامه سراسر نقض حقوق بشر دولت ايران از تحت فشار قرار گرفتن جمهوری اسلامی خشنود بودند و گاه از حمله قريب الوقع ارتش آمريکا به سرزمين مادريشان بيمناک... 

اينک يکسال پس از بروی کار آمدن دولت باراک اوباما چنين به نظر می رسد که وضع صفوف اپوزيسيون ايرانی دستخوش تغييراتی شده است. از يک سو پرزيدنت اوباما رياست جمهوری خود را با پيام دوستانه پيشنهاد گفتگو با ايران آغاز کرد، و اين توهم در محافل آمريکايی و ايرانی نضج گرفت که گزينه نظامی اگر بطور کامل کنار گذاشته نشده باشد، دستکم به شدت دولت پيشين آمريکا دنبال نمی شود.

اين برداشت از آنجا قابل تامل است که تا همين چند سال پيش مرجع يا گروه معتبری وجود نداشت تا بتواند دغدغه های جامعه ايرانی را شناسايی کرده و صدای جامعه ايرانی در آمريکا باشد. يعنی در جامعه ای که بر اساس تعامل مستمر اعضای گروه های سازمان يافته با يکديگر و با نظام حقوقی و قضايی، بنا شده، ايرانيان نتوانستند تا اين مقطع دست به ايجاد تشکل يا تشکل هايی بزنند که هم آنها را در آمريکا نمايندگی کند و بر سياست های دولت به نفع خود و علايقشان تاثير گذار باشد، و هم با پيچيدگی  کار سياسی در اين جامعه آشنا باشد و از اهرم های قدرت و مناسباتشان با يکديگر و با ديگر شهروندان به سود جامعه ايرانی بهره بگيرد.

ايرانيان تا اين تاريخ توانسته بودند به مقامات بالايی از مديريت در شرکت های بزرگ دست يابند و يا با برخورداری از حمايت يکی از دو حزب عمده آمريکا در انتخابات محلی و عمومی در ايالت های گوناگون نامزد شوند و يا توفيق يابند، اما اين فعاليت ها هيچگاه نتوانست در مجامع و محافل ايرانی بازتاب گسترده بيابد.

اين اوضاع در فضای پس از حادثه يازدهم  سپتامبر سال ۲۰۰۱، که صرف ايرانی بودن می توانست ناراحتی هايی را برای آمريکائيان ايرانی تبار فراهم آورد، آغاز به تغيير کرد، زيرا از اين تاريخ به بعد شاهد تشکيل و گسترش کار سازمانهايی شديم که تا حدودی توازن لازمه را در اين خصوص وارد جامعه ايرانی تبار آمريکا کرده اند. سه سازمان که فعاليت چشمگيری در اين زمينه دارند عبارتند از
شورای ملی آمريکائيان ايرانی تبار (ناياک)، اتحاديه روابط عمومی آمريکائيان ايرانی تبار (پايا)، و کانون وکلای ايرانی در آمريکا (آيابا) که شرح مختصری از هر يک در زير آمده است.

آيابا – کانون وکلای ايرانی در آمريکا در سال ۲۰۰۰ توسط چهار شهروند ايرانی تبار در پايتخت آمريکا به صورت غير انتفاعی و آموزشی، که آن را مشمول همه گونه امتيازات مالياتی می کند، بوجود آمد. اين سازمان که اکنون ۶۰۰ وکيل دعاوی را در صفوف خود جای داده است ارتقای آگاهی های اجتماعی، حقوقی و حرفه ای جامعه ايرانی-آمريکايی را هدف عمده خود می داند. اين سازمان به عنوان يک حرکت ملی با قرار دادن مرکز عمليات خود در واشنگتن دی سی، در اغلب شهرهای بزرگ آمريکا دفتر ايجاد کرده و به بسط ارايه خدمات خود مشغول است. رياست اين سازمان و کادر اداری آن را فارغ التحصيلان برجسته و ايرانی تبار جامعه آمريکايی تشکيل می دهند.

با وجود اينکه منشور اين سازمان به صراحت اعلام می کند که
آبايا يک گروه لابی گر نبوده  و صرفا سازمانی آموزشی است، اما از گفتن اين نکته نيز بازنمی ماند که دقيقا به دليل صفت آموزشی بودن، آبايا هر گاه لازم بداند با نمايندگان کنگره و سناتورها گفتگو خواهد کرد و دادن اطلاعات درست و موثق به جامعه (و نمايندگان سياسی مردم)  را از وظايف خود می داند. علاوه بر اين، آبايا کوشش می کند تا دستآوردهای وکلای ايرانی تبار را بشناساند.

 ناياک - در سال ۲۰۰۲ عده ای از جوانان ايرانی پايه گذار گروه کوچکی شدند بنام شورای ملی آمريکائيان ايرانی تبار که خيلی زود توانست از يکطرف با قانون گذاران آمريکايی ارتباطات مناسب برقرار کرده و از طرف ديگر اعتماد ايرانيان مقيم آمريکا را به خود جلب کند. 

 

گفتگو با تريتا پارسی درباره ايران و تحريم های بين المللی 
|  
بخش دوم بخش نخست


در هفت سال گذشته ناياک همواره مشارکت ايرانی تباران در زندگی مدنی آمريکا را سرلوحه وظايف خود قرار داده و با تشويق ايرانيان به فعاليت های مختلف در کشور ميزبان از موفقيت قابل ملاحظه ای برخوردار شده بطوری که اکنون بصورت يکی از متنفذترين تجمعات آمريکائيان ايرانی تبار است. 

در منشور ناياک آمده که در مجموع سه وظيفه برای خود قايل است:
۱- پيش بردن منافع آمريکائيان ايرانی تبار در زمينه مسايل سياسی، فرهنگی و حقوقی.
۲- فراهم کردن و در دسترس قرار دادن منابع مالی، اطلاعاتی و ابزار شرکت در فرآيند مدنی و تصميم گيری.
۳
- فراهم آوردن پل ارتباطی بين گروه های آمريکائيان ايرانی تبار و مردم ايران و آمريکا.

 

آيپک - در سال ۲۰۰۲ گروهی از ايرانی تباران کميته عمل سياسی ايرانيان آمريکايی تبار (آيپک) را بوجود آوردند. آيپک عمده تلاش هايش را بر زمينه حقوق مدنی و مهاجرت متمرکز و مثل ناياک ايرانيان آمريکايی تبار را به شرکت در فرآيند سياسی در آمريکا تشويق کرد. هدف بنيانگذاران آيپک اين بود که با اعطای کمک های مالی به کانديداهای سياسی مورد نظر، يا دستکم به نامزد هايی که با منافع آمريکائيان ايرانی تبار همسو بودند، بتوانند در تصميم گيری های سياسی کلان در آمريکا دخالت کنند. در اين راستا اين گروه از همه گروه های ديگر ايرانيان موفق تر به نظر می رسيد. تا آنجا که از سال ۲۰۰۲ تا کنون به بيش از ۳۴ کانديدای انتخابات در ايالات گوناگون کمک کرده که نه نفر شان تبار ايرانی داشته اند.


رودی بختيار
پايا - اتحاديه روابط عمومی آمريکائيان ايرانی تبار در سال ۲۰۰۷ با هدف سه گانه متشکل کردن مجامع ايرانی، ترميم وجهه ايرانی، و  تاثير گذاری بر جامعه آمريکايی تشکيل شد. اين گروه با جذب شخصيت های متنفذ و معروف ايرانی-آمريکايی نظير دکتر فيروز نادری، دانشمند فضايی، و رودی بختيار، چهره تلويزيونی معروف، به سرعت رشد کرد  و اکنون يکی از بزرگترين گروه های ايرانيان آمريکايی تبار است.

 

از آنجا که اهداف دو گروه آيپک و پايا به يکديگر نزديک بود و ارتباطات مناسبی هم بين اعضا وجود داشت، بطوری که بسياری عضو هردو گروه بودند، در سال ۲۰۰۸ هيات مديره دو گروه تصميم گرفتند به جدايی تشکيلاتی خاتمه داده و يک سازمان واحد و سراسری بوجود آورند تا در همه زمينه های از پيش ياد شده کارآمد و موثر باشد.

بخشی از موفقيت های
آيابا، پايا و ناياک را می توان به رويکرد جامعه ايرانی مقيم آمريکا نسبت داد که با در خطر ديدن منافع خود در دوران پس از سپتامبر ۲۰۰۱ به فکر افتاد با تشکيل نهادهايی منظم و متشکل از اين منافع حفاظت به عمل آورد.

آيابا، ناياک و پايا بنا بر قانون موظف به اعلام عمومی کليه درآمدها و منابع مالی خود هستند. پايا هنوز اوراق مالياتی خود را بر روی سايت نگذاشته اما ناياک علاوه بر بودجه و منابع مالی، اسامی کارمندان و هيات مديره و هيات مشاوره اش را بر روی سايت خود قرار داده است.

با مروری بر اين اسناد مشخص می شود که:

۱- ۷۵ درصد درآمد
ناياک مستقيما بوسيله آمريکائيان ايرانی تبار تامين می شود که اين خود نشان دهنده ميزان اعتماد و اعتباری است که ظرف همين مدت کوتاه هفت ساله برای خود کسب کرده است.

۲-  در طول سال های گذشته مبالغ اهدايی به
ناياک از ده دلار تا ۱۲۰۰۰ را شامل شده و ميزان متوسط پرداخت شده توسط افراد در پنج سال گذشته رقمی بين ۱۱۲ تا ۱۶۰ دلار بوده است.

۳-  ۲۵ درصد ديگر بودجه
ناياک را سازمان ها و صندوق های عمده آمريکايی نظير صندوق پلآو شر The Ploughshares Fund ، بنياد تايدز the Tides Foundation ،  و انستيتوی جامعه باز
the Open Society Institute
  تامين می کنند. بنياد ملی دمکراسی نيز کمک های شايانی به ناياک کرده است.

۴- بنا بر منشور
ناياک، اين نهاد حق دريافت هيچگونه کمک مالی از هيچ دولتی را ندارد و کارمندان و افراد آن از دولت های ايران و آمريکا وجهی دريافت نمی کنند. در اسناد ناياک همچنين آمده است که نه تنها منابع مالی اين سازمان صرفا محدود به جمع آوری اعانه از افراد و علاقمندان است، بلکه به عنوان ترويج کننده شفافيت در عمل و راه و روش حساب پس دهی کليه اوراق مالياتی خود را بر روی وبسايت قرار داده است.

ناياک اغلب با گروه هايی نظير بنياد آمريکای نو و سازمان عفو بين الملل
جلسات و نشست های مشترکی برای بررسی موضوعاتی نظير روابط ديپلماتيک بين ايران و آمريکا، برطرف ساختن شکاف بين ايران و جامعه بين المللی در سايه مساله اتمی جمهوری اسلامی، و جلوگيری از وخيم تر شدن روزمره وضع حقوق بشردر ايران تشکيل می دهد.
 

گفتگوی رودابه بختيار با صدای آمريکا
|  
تابستان ۲۰۰۹ - بخش دوم تابستان ۲۰۰۹ - بخش نخست
|  
بهار  ۲۰۰۹ - بخش دوم بهار  ۲۰۰۹ - بخش نخست
|  
  بهار  ۲۰۰۹ - بخش سوم
 

 

 

گفتگوی تريتا پارسی با صدای آمريکا
|  
بخش دوم بخش نخست
|  
بخش چهارم بخش سوم
|  
بخش ششم بخش پنجم


معرفی فيلم W.E

نظرسنجی

دولت ایران می گوید از این هفته ۱۰ میلیون نفر به لحاظ «مرفه» بودن باید از گردونه دریافت یارانه نقدی حذف شوند. طرح تحول اقتصادی می گوید بزودی یارانه ۱۰ میلیون نفر دیگر نیز قطع می شود. بنظر شما کدامیک از گزینه های زیر در بهبود رفاه شهروندان مؤثرتر است:

نتيجه »

همچنين ببينيد....

پرخواننده ترين مطالب

همچنين ببينيد....