درباره صدای آمریکا | تماس با ما

blank

خبرها RSS Feeds آر اس اس

 برای ديدن ويديوی مراسم اينجا را کليک کنيد

چهارشنبه ساعت ۹ شب به وقت واشنگتن، پنج و سی دقیقه بامداد پنج شنبه در ايران، شبکه خبری فارسی صدای آمریکا در برنامه ای ویژه نخستین سخنرانی پرزیدنت اوباما در برابر نشست مشترک دو مجلس کنگره درباره وضعیت عمومی کشور موسوم به State of the Union را بطور مستقیم پوشش داد.

اجرای این برنامه را سيامک دهقان پور برعهده داشت.

دموکرات ها امیدوار بودند رئیس جمهوری بتواند با سخنرانی اش فضای سیاسی واشنگتن و کشور را به سود حزب حاکم تغییر دهد تا برنامه های دموکرات ها بدنبال چند شکست انتخاباتی پیاپی دچار موانع جدی نشود.

این سخنرانی فرصتی بود برای رئیس جمهوری تا اولویت های دومین سال ریاست جمهوری اش را روشن کند.

پيش از اين پرزیدنت اوباما گفته بود مصمم است که حتی اگر به بهای شکست اش در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ تمام شود رسیدگی به مشکلات داخلی کشور را در اولويت قرار دهد.

 گزارش سالانه باراک اوباما، رئيس جمهوری ايالات متحده آمريکا، به اعضای کنگره در باره امور کشور ادامه رسم ديرپايی است که پيوند بين قوای مجريه و مقننه حکومت آمريکا را نمايان می کند.

براساس مفاد قانون اساسی ايالات متحده آمريکا، هر رئيس جمهوری بايد با اعضای کنگره ارتباط برقرار کند و وضعيت کشور و ساير مسائلی را که لازم و مصلحت بداند با آنها در ميان بگذارد.

قانون اساسی آمريکا هيچگونه رهنمود ديگری بدست نميدهد، اما پيام رئيس جمهور، که امروزه به عنوان «گزارش رئيس جمهور» ناميده ميشود يک سنت سياسی سالانه شده است.

اين سنت را نخستين رئيس جمهوری آمريکا، جورج واشنگتن، پايه گذاری کرد، که شخصاً پيام سالانه خود را به کنگره داد. اما توماس جفرسون، سومين رئيس جمهوری آمريکا، رسم ايراد نطق در کنگره را برانداخت.

الن ليچمن، استاد دانشگاه آمريکايی واشنگتن در اين زمينه توضيح داد که پرزيدنت جفرسون احساس می کرد ايراد نطق در کنگره حالت جلال و جبروت يک پادشاه را پيدا ميکند. بنا براين، جفرسون در سال ١٨١٠ برآن شد که بجای حضور در کنگره يک پيام کتبی سالانه بفرستد.

اين سنت برقرار بود تا اينکه رئيس جمهوری ديگری به نام وودرو ويلسون در سال ١٩١٣به کنگره رفت تا قانون اقتصادی آمريکا را تسليم کند.

رئيس جمهوری ديگری که شخصاً در کنگره به ايراد سخنرانی پرداخت فرانکلين روزولت بود، که برای نخستين بار پيام او از راديو پخش شد.

استفان وين، کارشناس امور رياست جمهوری در دانشگاه جورج تاون، در شهر واشنگتن، می گويد، «خطابه سالانه رئيس جمهور وسيله ای شده است که رئيس جمهوری برنامه کار خود را به کنگره ارائه دهد و درباره دستآوردها و اميدهای آينده اش برای مردم آمريکا سخن بگويد. اين بخشی از سنت ما شده است، و آئين های زيادی به آن وابسته است. اين سنت معمولاً به سود رئيس جمهوری آمريکا تمام ميشود.

آقای ليچمن درباره پيام سالانه ميگويد، «هر سياستمدار کارکشته ای ميداند که اگر رئيس جمهوری برای ايراد سخنرانی جويای فرصتی مهم است، گزارش سالانه بهترين فرصت را به دست می دهد تا رئيس جمهوری نه تنها با اعضای کنگره بلکه با مردم آمريکا نيز حرف بزند.

درواقع روسای جمهوری آمريکا از اين پيام سالانه نه تنها اعضای کنگره را از برنامه های خود آگاه می کنند بلکه اين برنامه ها را به مردم نيز ارائه ميدهند.
آبراهام لينکلن در سال ١٨٦٢ با استفاده از پيام سالانه خود برای نخستين بار به نظام برده داری در آمريکا حمله برد و گفت اگر نظام برده داری نبود جنگ داخلی پيش نمی آمد.

همچنين، اعلاميه حقوق اقتصادی پرزيدنت فرانکلين روزولت در يکی از خطابه های سالانه او اعلام شد. هاری ترومن به کنگره رفت تا رئوس برنامه خود را تحت عنوان «معامله عادلانه» به کنگره ارائه دهد.

ليندون جانسون نيز در سالهای دهه ١٩٦٠ قوانين جديد حقوق مدنی و اقدامات لازم برای ريشه کن کردن فقر را به کنگره عرضه کرد، و گفت «امروز دولت حاضر، در همين مکان، جنگ خود را عليه فقر در آمريکا اعلام می کند.»

پرزيدنت اوباما در سخنرانی چهارشنبه شب خود به مسايل داخلی آمريکا از قبيل اوضاع اقتصادی پرداخته و بر روی اهميت سياست ها و برنامه های خود مانند طرح پوشش همگانی بيمه های درمانی تاکيد کرد.

***

متن کامل سخنرانی سالانه رئيس جمهوری آمريکا، اوباما – ۲۰۱۰
 
پرزیدنت اوباما با خطاب قرار دادن خانم پلوسی رییس مجلس نمایندگان، جوزف بایدن معاون رییس جمهوری و رئیس مجلس سنا، اعضای کنگره، میهمانان و شهروندان آمریکا، سخنان خود را چنین آغاز کرد:

قانون اساسی ما می گوید که رییس جمهوری باید هر چندگاه اطلاعاتی درباره وضعیت کشور به کنگره ارائه بدهد. رهبران ما این وظیفه را ۲۲۰ سال است که در دوره های رفاه و آرامش، در هنگام جنگ، رکود اقتصادی، و چالشهای بزرگ انجام داده اند.

 شاید ترغیب شویم که در نگاه به این لحظات پیشین، تصور کنیم که پیشرفت ما اجتناب ناپذیر بوده است – اینکه همیشه مقصد برای آمریکا کسب موفقیت بوده است.

 اما وقتی که "نیروهای اتحادیه" در (زمان جنگ داخلی) در نبرد "بول ران" شکست خوردند، و نیروهای متحدین (در جنگ جهانی دوم) برای اولین بار در ساحل اوماها پیاده شدند، کسب پیروزی به شدت نامعلوم بود. وقتی بازار سهام در"سه شنبه سیاه" (در سال ۱۹۲۹) سقوط کرد، و راه پیمایانی که خواهان آزادی های مدنی بودند در "یکشنبه خونین" به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، آینده معلوم نبود. اینها، دوره هایی بوده است که شجاعت وباورهای ما و قدرت کشور ما به آزمایش گذاشته شد و به رغم همه دسته بندیهای ما و اختلاف نظرها، و دو دلی ها و بیم ها، آمریکا پیروز شد برای اینکه ما انتخاب کردیم که به عنوان یک کشور و یک ملت، رو به جلو حرکت کنیم.

دوباره ما آزمایش شدیم. و دوباره ما باید به ندای تاریخ پاسخ دهیم.

یک سال پیش، با وجود دو جنگ، اقتصادی که رکود شدید آن را تکان داده، یک نظام مالی که در آستانه سقوط قرار داشت و دولتی که عمیقا در قرض رفته بود، وارد کاخ سفید شدم.

کارشناسان تمامی طیف های سیاسی هشدار دادند که اگر اقدامی نکنیم، شاید با بحران اقتصادی دوم مواجه شویم. بنابراین ما فورا و قاطعانه اقدام کردیم. و(اکنون) یک سال بعد، بدترینِ بخش این توفان، گذشته است.

اما خرابی ها باقی مانده است. از هر ده آمریکایی، یک نفر قادر به یافتن شغل نیست. بسیاری از کسب و کارها تعطیل شده است. ارزش خانه ها پایین آمده است. به خصوص شهرهای کوچک و جوامع روستایی ضربه محکمی خورده اند. برای آنانی که پیش از این با فقر آشنا بوده اند، زندگی بسیار سخت تر شده است.

رکود اقتصادی فشارهایی را که خانواده های آمریکایی دهه ها با آن روبرو بوده اند تشدید کرده است- فشار کارکردن سخت تر و طولانی تر، در ازای دستمزدی کمتر - ناتوانی برای پس انداز کردن به میزان کافی برای دوران بازنشستگی و کمک به فرزندان در زمان تحصیل در کالج.

بنابراین من از دلهره هایی که در حال حاضر وجود دارد باخبرم. این نگرانی ها جدید نیست. این چالش ها، انگیزه من بود برای آنکه برای رسیدن به پست ریاست جمهوری تلاش کنم.

این چالش ها را من سال ها در مناطقی نظیر الکهارت، ایندیانا و گالسبورگِ ایلینوی شاهد بودم. هر شب در نامه هایی که می خوانم، شاهد این مشکلات هستم.

خواندن نامه هایی که توسط کودکان نوشته شده - و می پرسند چرا باید از خانه شان بروند یا چه زمانی پدر و مادرشان قادر خواهند بود به سرکار بازگردند، از همه مشکل تر است.

برای این آمریکاییان، و بسیاری دیگر، تغییر با سرعت کافی ایجاد نشده است.
برخی نا امید هستند، برخی برآشفته هستند. آنان درک نمی کنند که چرا اینطور به نظر می رسد که رفتار غلط در وال استریت (بخش معظم اقتصاد و شرکت های بزرگ)، پاداش می گیرد اما کار سخت در مشاغل کوچک نه.
یا چرا واشنگتن قادر نیست و یا تمایلی ندارد که مشکلات آنها را حل کند؟ آنان از شکاف های حزبی، فریاد زدن ها و تنگی نظری ها خسته شده اند. آنان می دانند که ما نمی توانیم متحمل این هزینه ها شویم. حالا نه...آنها می دانند که ما استطاعت آنرا نداریم.

بنابر این ما با چالش های بزرگ و مشکلی روبرو هستیم. و آنچه مردم آمریکا امید به آن دارند - آنچه آنها شایستگی آن را دارند - این است که همه ما دموکرات ها و جمهوری خواه ها، اختلافاتمان را حل کنیم  و بربار سنگین و فلج کننده سیاستمان غلبه کنیم.

مردمی که ما را به اینجا فرستاده اند، پیشینه های مختلفی دارند، روایت ها و عقاید گوناگونی دارند،اما نگرانی هایی که با آنها روبرو هستند، یکی است. در آرزوهایی که  دارند، شریک هستند. شغلی که هزینه زندگيشان را بدهد. فرصتی برای پیشرفت. و مهمتر از همه، این توانایی که برای فرزندانشان زندگی بهتری فراهم کنند.

می دانید آنها در چه چیز دیگری شریک هستند؟ پشتکار و مقاومت در برابر سختی ها. پس از گذراندن یکی از سخت ترین سال ها در تاریخ ما، آنان همچنان مشغول ساختن خودروها و آموزش کودکان هستند، فعالیت های تجاری آغاز می کنند و به مدرسه و تحصیل باز می گردند. آنان در لیگ های کوچک تیم های ورزشی مربیگری می کنند و به همسایگان خود کمک می کنند. همانطور که یک خانم برای من نوشته: "ما تحت فشاریم  ولی امیدواریم، ما به زحمت افتاده ایم اما هنوز دلگرم هستیم."

به خاطر این روحیه است، این نجابت والا و این قدرت بزرگ، که من هرگز درباره آینده آمریکا، امیدوارتر از امشب نبودم. به رغم سختی های ما، کشور ما قوی است. ما تسلیم نمی شویم. ما صحنه را ترک نمی کنیم. ما اجازه نمی دهیم که ترس یا شکاف روحیه ما را بشکند. در این دهه جدید، زمان آن رسیده است که مردم آمریکا از دولتی برخوردار باشند که منطبق با شرافتشان باشد، و معرف قدرت آنها باشد.

و امشب، می خواهم درباره این صحبت کنم که چگونه با یکدیگر می توانیم  به آن وعده برسیم.

این مسئله با اقتصاد ما شروع می شود.

مبرم ترین وظیفه دولت ما پس از ورود به کاخ سفید، کمک و حمایت از بانک هایی بود که خود در به وجود آوردن این بحران اقتصادی نقش داشتند. این کار آسانی نبود. اگر تنها یک مورد بود که دموکرات ها و جمهوری خواهان را با هم متحد کرد، آن این بود که همه ما از ارائه کمک مالی به بانک ها متنفر بودیم. من متنفر بودم. شما متنفر بودید. کمک به بانک ها همان قدر محبوب است که عصب کِشی یا درمان ریشه دندان محبوب است!

اما زمانی که من برای رسیدن به پست ریاست جمهوری تلاش کردم، وعده دادم که صرفا به کارهایی دست نخواهم  زد که محبوب و پر طرفدار است - بلکه کارهایی را انجام خواهم داد که مورد نیاز است. اگر ما اجازه می دادیم که نظام مالی ما کوچک شود، شاید آمار بیکاری دو برابر میزان کنونی آن بود. شرکت ها و مشاغل بیشتری قطعا از بین می رفتند. مردم بیشتری خانه هایشان را از دست می دادند.
بنابر این من از تلاش های دولت قبلی برای ایجاد برنامه نجات مالی حمایت کردم. و زمانی که این برنامه را در اختیار گرفتیم، ما آن را شفاف تر و پاسخگو تر ساختیم. نتیجه آن این بود که بازارها اکنون تثبیت شده اند، و ما بخش بیشترِ پولی را که هزینه بانک ها کردیم، بدست آوردیم.

برای بدست آوردن مابقی پول، پیشنهاد داده ام که از بزرگترین بانکها، پول دریافت کنیم. می دانم که وال استریت(بخش معظم اقتصاد) مشتاق چنین ایده ای نیست، اما اگر شرکت ها قادر هستند که  پاداشهای بزرگی به کارکنانشان بدهند، حتما آنها قادر خواهند بود که هزینه نسبتا کمی برای بازپرداخت پول مالیات دهندگان پرداخت کنند. مالیات دهندگانی که شرکت ها را، در زمانی که محتاج شده بودند، با کمک مالی خود نجات دادند.

در حالیکه ما نظام مالی را تثبیت می کنیم، قدم هایی بر می داریم تا اقتصادمان را دوباره رشد دهیم، تا جایی که می توانیم شغل های بیشتری را حفظ کنیم و به شهروندان آمریکایی که بیکار شده اند، کمک کنیم.

به همین دلیل است که ما کمک هایی که به بیکاران تعلق می گیرد را به  بیش از ۱۸ میلیون آمریکایی گسترش دادیم، برای خانواده هایی که بر اساس قانون " کبرا" از خدمات بیمه برخورداند، هزینه بیمه را ۶۵ درصد ارزان تر کردیم و ۲۵ مورد، کاهش مالیات تصویب کردیم.

بگذارید تکرار کنم: ما مالیات را کاهش دادیم.

ما برای ۹۵ درصد خانواده های شاغل کاهش دادیم.

ما مالیات را برای مشاغل کوچک کاهش دادیم. ما برای افرادی که برای اولین بار خانه می خرند، مالیات را کاهش دادیم. برای پدر و مادرهایی که تلاش می کنند از فرزندانشان مراقبت کنند، مالیات را کاهش دادیم. ما برای هشت میلیون آمریکایی که شهریه دانشگاه می دهند مالیات را کاهش دادیم. نتیجه این بود که میلیون ها آمریکایی، پول بیشتری صرف سوخت، خوراک و دیگر نیازهای ضروریشان کردند که همه اینها، به صاحبان مشاغل کمک کرد کارگران بیشتری را نگه دارند. و ما مالیات بر درآمد را حتی یک ذره هم افزایش ندادیم. مالیات بر درآمد هیچ  فردی را افزایش ندادیم. حتی یک ذره.

به خاطر قدم هایی که ما برداشتیم، حدود دو میلیون آمریکایی در حال حاضر مشغول کار هستند، که در غیر اینصورت بیکار بودند. ۲۰۰ هزار نفر در ساخت و سازها و انرژی های پاک مشغول به کار هستند. ۳۰۰ هزار نفر به عنوان معلم و همچنین در دیگر مشاغل آموزشی مشغول کار هستند. ده ها هزار نفر مامور پلیس، مامور آتش نشانی، مامور ندامتگاه ها و مامور امداد هستند. ما در مسیر افزودن یک و نیم میلیون شغل دیگر به این میزان شغل تا پایان سال هستیم.

طرحی که همه این موارد - از کاهش مالیات ها تا مشاغل - را ممکن ساخت، قانون بازسازی است. بله درست است، "قانون باز سازی" که به "لایحه محرک" نیز شهرت دارد. اقتصاددانان در جناح چپ و راست، می گویند این لایحه بود که به حفظ مشاغل کمک کرد و بلا را دفع کرد. ولی لازم نیست که فقط به حرف های آنان گوش دهید و آن ها را قبول کنید.

با مشاغل کوچک در شهر "فینیکس" صحبت کنید که به خاطر قانون بازسازی، نیروی کار را سه برابر می کنند. با تولید کننده پنجره در "فیلادلفیا" صحبت کنید که گفته است به قانون بازسازی بدبین بوده است تا اینکه مجبور شد دو شیفت کاری دیگر را به خاطر فعالیت تجاری که تولید کرد اضافه کند.
با معلم مجردی که باید دو فرزندش را بزرگ کند صحبت کنید که در آخرین هفته دوره مدرسه، به او گفته شد که به خاطر قانون بازسازی، شغلش را از دست نمی دهد.

ماجراهایی از این قبیل در سراسر آمریکا وجود دارد. و پس از دو سال رکود، اقتصاد دوباره در حال رشد است. صندوق های بازنشستگی قسمتی از ارزش خود را بازیافته اند. شرکت ها دوباره سرمایه گذاری ها را آغاز کرده اند و برخی از آنها به آرامی دوباره شروع به استخدام کرده اند.
اما من می دانم که در ازای هر روایت موفقیت آمیز، داستان های دیگری وجود دارد، داستانی از مردان و زنانی که با این اضطراب از خواب بیدار می شوند که نمی دانند حقوق ماه بعدشان از کجا خواهد آمد، آنهایی که رزومه و سوابق کاریشان را هر هفته برای پیدا کردن شغل به شرکت ها می فرستند و از هیچ جا پاسخی دریافت نمی کنند. به این دلیل است که تمرکز نخست ما باید در ارتباط با مشاغل باشد، و به همین خاطر است که من امشب خواستار یک لایحه جدید در رابطه با مشاغل هستم.

موتور واقعی تولید شغل در این کشور، همیشه اماکن کسب و کار در آمریکا خواهد بود. اما دولت می تواند شرایط لازم را برای اماکن کسب و کار فراهم کند تا گسترش یابند و افراد بیشتری را استخدام کنند.

ما باید از جایی شروع کنیم که  بیشتر مشاغل جدید از آنجا آغاز می شوند: از صاحبان مشاغل کوچک، یعنی شرکت هایی که زمانی ریشه پیدا می کنند که یک کارآفرین، سعی می کند رویایش را به حقیقت بپیوندد، یا یک کارگر تصمیم می گیرد که زمان آن رسیده، که رییس خودش باشد.

 با عزم و پایداری محض، این شرکت ها توانسته اند از مرحله رکود عبور کنند و برای رشد آماده هستند. ولی زمانی که با مالکان شرکت های کوچک در مکان هایی مثل شهرهای آلن تاون" در "پنسیلوانیا" یا "الیریا" در "اوهایو" صحبت می کنید، متوجه می شوید که با اینکه بانک ها در وال استریت دوباره وام دادن را آغاز کرده اند، بانک ها بیشتر به شرکت های بزرگ وام می دهند. تهیه منابع مالی برای مالکان مشاغل کوچک در سراسر کشور همچنان دشوار است.

بنابراین من امشب پیشنهاد می کنم که ۳۰ میلیارد دلار از پولی که بانک های برزگ بازپرداخت کرده اند را استفاده کرده و به بانک های محلی کمک کنیم تا به شرکت های کوچک اعتبار مورد نیاز برای ادامه فعالیت شان را بدهند. من همچنین پیشنهاد می کنم یک اعتبار مالیاتی برای شرکت های کوچک که بیش از یک میلیون صاحبان مشاغل کوچک را در بر می گیرد ایجاد شود. این اعتبار مالیاتی برای شرکت های کوچکی خواهد بود که کارگران جدید استخدام کنند و یا دستمزد ها را افزایش دهند.

حالا که اینطور است، بگذارید همچنین همه مالیات های سنگین را در ارتباط با سرمایه گذاری های مشاغل کوچک حذف کنیم، و برای همه شرکت ها، از مشاغل کوچک گرفته تا شرکت های بزرگ، یک مشوق مالیاتی تهیه کنیم که بتوانند برای  کارخانه و تجهیزات جدید سرمایه گذاری بکنند.

در گام بعدی، ما می توانیم امروز، برای ساختن زیرساخت های مورد نیاز فردا، برای آمریکاییان کار تولید کنیم. از اولین راه آهن ها گرفته تا سیستم بزرگراهی بین ایالتی، کشور ما همیشه برای رقابت ساخته شده است. دلیلی ندارد که اروپا یا چین سریعترین قطارها یا کارخانه هایی که محصولات انرژی پاک تولید می کنند را داشته باشند.

من فردا به شهر "تمپا" در "فلوریدا" سفر می کنم، جایی که کارگران به زودی یک پروژه راه آهن سریع السیر را آغاز می کنند که منابع مالی آن از طریق قانون بازسازی تهیه شده است. پروژه های این چنینی در سراسر کشور وجود دارد که شغل های جدید ایجاد می کنند و به کشور ما اجازه انتقال کالا ها، خدمات و اطلاعات را می دهد. ما باید برای آمریکاییان بیشتری شغل ایجاد کنیم تا برای ساخت تاسیسات انرژی های پاک فعالیت کنند، و به آمریکاییانی که در خانه هایشان، بهره وری بیشتری در استفاده از انرژی دارند، تخفیف هایی قائل شویم که این امر، از مشاغل مرتبط با انرژی های پاک حمایت می کند. و برای تشویق صاحبان این مشاغل و دیگر شرکت ها برای فعالیت در داخل مرزهای آمریکا. زمان آن رسیده است که ما به تخفیف های مالیاتی برای شرکت هایی که در خارج از آمریکا فرصت های شغلی تولید می کنند پایان دهیم و آن تخفیف ها را شامل شرکت هایی کنیم که داخل ایالات متحده آمریکا، تولید شغل می کنند. مجلس نمایندگان یک لایحه در ارتباط با شغل را تصویب کرده است که شامل برخی از این اقدامات می شود. در سال جدید میلادی، از مجلس سنا می خواهم که همین اقدام را انجام دهد. مردم بیکارند. صدمه دیده اند. آنان به کمک ما نیاز دارند. و من می خواهم  یک لایحه مربوط به مشاغل بی درنگ روی میز من باشد.

ولی حقیقت آن است که این اقدامات، برای ۷ میلیون شغلی که در دو سال اخیر از دست داده ایم کافی نیست. تنها راه برای حرکت به سمت ایجاد اشتغال کامل این است که پایه ای جدید برای رشد اقتصادی دراز مدت ایجاد کنیم و بالاخره به مشکلاتی رسیدگی کنیم که خانواده های آمریکایی سال ها با آن روبرو بوده اند.

ما نمی توانیم هزینه یک به اصطلاح "توسعه " اقتصادی دیگر را بپردازیم، نظیر آنچه دهه پیش شاهدش بودیم، دهه ای که برخی آن را "دهه از دست رفته" می نامند که در آن، شغل ها آهسته تر از هر دوره دیگری گسترش یافت، میانگین درآمد خانوارهای آمریکایی کاهش یافت در حالی که هزینه خدمات درمانی افزایش یافت و شهریه های آموزشی رکورد جدیدی رقم زد.

از روزی که من وارد کاخ سفید شدم، به من گفته شده بود که فائق آمدن بر چالش های بزرگتر، زیادی جاه طلبانه است - به من گفتند که ساختار سیاسی ما دچار بن بست است و ما باید برای مدتی اجرای برخی امور را متوقف کنیم.

 برای همه کسانی که این ادعاها را مطرح می کنند، یک سوال ساده دارم:
ما باید چه مدت صبر کنیم؟ تا کی باید آمریکا آینده خود را به بعد بسپارد.

می بینید که واشنگتن ده ها سال است که به ما می گوید صبر کنید، حتی زمانی که مشکلات بدتر شده اند. در حالیکه چین برای بازسازی اقتصادش منتظر نمی شود. آلمان منتظر نمی ماند. هند منتظر نمانده است. این کشورها همینطور متوقف نمانده اند. این کشورها نمی خواهند که در مکان دوم باشند. آنان بر ریاضیات و علوم تاکید دارند. آنان مشغول بازسازی زیر ساخت ها هستند. آنان مشغول سرمایه گذاری های جدی در انرژی های پاک هستند برای اینکه خواهان این مشاغل هستند. البته، من جایگاه دوم را برای ایالات متحده آمریکا قبول ندارم. هر چقدر این امر سخت باشد،  حتی اگر مثل بحث ها باشد که  گاه ناراحت کننده و منازعه برانگیزند. وقت آن رسیده است که برای حل مشکلاتمان که مانع رشد ما می شود بطور جدی وارد عمل شویم.

یک جایی که باید از آن شروع کرد، اصلاحات ساختاری مالی است. ببنید، من علاقه ای به تنبیه بانک ها ندارم. من به حفظ اقتصادمان علاقه دارم. یک بازار مالی سالم، برای شرکت ها این امکان را فراهم می کند که به منابع اعتباری دست یابند و مشاغل جدید تولید کنند. بازار مالی سالم موجب می شود پس انداز خانواده ها، به سرمایه گذاری هایی تبدیل شود که درآمد ها را افزایش می دهد. ولی این اتفاق تنها زمانی می تواند رخ  دهد که ما جلوی آن از هم گسیختگی را بگیریم که نزدیک بود تمام اقتصاد ما را به سقوط بکشاند. لازم است که این اطمینان حاصل شود که مصرف کنندگان و خانواده های قشر متوسط، برای اتخاذ تصمیم های مالی، از اطلاعات لازم برخوردار شوند. ما نمی توانیم به موسسات مالی از جمله آنهایی که پول شما را می گیرند، اجازه دهیم دست به مخاطراتی بزنند که تمامی اقتصاد را به خطر بیاندازد.

اصلاحات مالی با بیشتر این تغییرات به تصویب مجلس نمایندگان رسیده و لابی گران هم در تلاشند تا آن را مختل کنند. ما نمیتوانیم به آنها اجازه پیروزی در این نبرد را بدهیم. و اگر لایحه ای که بدست من می رسد حاوی اصلاحات واقعی نباشد، آن را پس خواهم فرستاد.

در گام بعدی ما باید نوآوری را در آمریکا تشویق کنیم. سال گذشته ما بیشترین سرمایه گذاری ها را در حوزه تحقیقات پایه کرده ایم که در تاریخ بی سابقه است. سرمایه گذاری هایی که می تواند به تولید ارزانترین باتری های خورشیدی جهان یا روش درمانی منجر شود که سلول های سرطانی را از بین ببرد اما به سلول های سالم آسیب نرساند. و هیچ زمینه ای برای چنین نوآوری هایی مناسبتر از حوزه انرژی نیست. نتایج سرمایه گذاری های سال پیش در زمینه انرژی پاکیزه قابل مشاهده است. در کارولینای شمالی شرکتی وجود دارد که با ایجاد ۱۲۰۰ شغل در سراسر آمریکا به تولید باتری های پیشرفته کمک می کند یا شرکتی در ایالت کالیفرنیا که یک هزار نفر را برای تولید صفحه های خورشیدی بکار خواهد گرفت.

اما برای ایجاد اشتغال بیشتر در زمینه انرژی پاکیزه به تولید بیشتر نیاز داریم، بازده بیشتر و مشوق های بیشتر. این به معنی احداث نسل جدیدی از نیروگاه های اتمی ایمنی برای تولید انرژی پاکیزه در آمریکاست. این به آن معنی است که تصمیم گیری دشواری برای آغاز توسعه صنعت نفت و گاز در سواحل دریاهاست. این به معنی تداوم سرمایه گذاری  در فنآوری پیشرفته سوخت بیولوژیک و زغال سنگ پاکیزه است. و بله این به معنای تصویب قانون جامع انرژی و آب و هواست که با ارائه مشوق هایی سرانجام انرژی پاکیزه را به با صرفه ترین نوع انرژی در آمریکا تبدیل خواهد کرد.

من از مجلس نمایندگان بخاطر تصویب چنین لایحه ای در سال گذشته ممنونم. در سال جاری مشتاقم به پیشرفت تلاش های هر دو حزب سنای آمریکا در این زمینه کمک کنم. میدانم که پرسش هایی دایر بر اینکه آیا چنین اقدامی در شرایط ناگوار اقتصادی معقول است یا نه مطرح است و می دانم افرادی هستند که شواهد بیشمار علمی راجع به تغییرات آب و هوایی را نمی پذیرند، اما حتی با وجود همه این شبهات، ارائه مشوق هایی برای بهره وری انرژی و انرژی پاکیزه اقدام صحیحی برای آینده ماست، برای اینکه کشوری که در اقتصاد انرژی پاکیزه سرآمد باشد رهبری اقتصاد جهانی را برعهده خواهد داشت و آمریکا باید آن کشور باشد.

سوم اینکه ما باید صادراتمان را افزایش بدهیم. چون ما هر چه بیشتر تولید کنیم و به دیگر کشورها بفروشیم، از اشتغال بیشتری در آمریکا حمایت کرده ایم. بنابراین امشب یک هدف جدید مشخص می کنیم: میزان صادراتمان در پنج سال آینده به دو برابر افزایش خواهیم داد، افزایشی که به اینجاد دو میلیون شغل جدید در آمریکا کمک خواهد کرد. برای کمک به تحقق این هدف یک ابتکار صادرات ملی تشکیل خواهیم داد که کشاورزان و دیگر کسبه را در افزایش میزان صادراتشان کمک و اصلاحات در زمینه صادرات را طوری نظارت خواهد کرد که با امنیت ملی مان منطبق باشد.

ما باید با پشتکار در جستجوی بازار جدید باشیم همانطور که رقیبانمان هستند. اگر آمریکا کنار بنشیند در حالیکه دیگر کشورها قراردادهای تجاری امضا می کنند فرصت ایجاد اشتغال در داخل از دست می رود. اما برای تحقق بخشیدن به این منافع باید توافق هایی نیز اعمال شود تا شرکای تجاری نیز قانونمندانه عمل کنند. و به همین خاطر است که ما باید به شکل گیری توافق تجاری دوحه کمک کنیم که درهای بازارهای جهانی را خواهد گشود و به همین خاطر است که ما باید روابط اقتصادی مان را با آسیا و شرکای تجاری عمده مان نظیر کره جنوبی، پاناما و کلمبیا تقویت کنیم.

چهارم، ما باید در زمینه آموزش و مهارت مردممان سرمایه گذاری کنیم. در سال جاری ما توانستیم با آغاز یک رقابت ملی بمنظور بهبود وضعیت مدارس از سد اختلافات چپ و راست عبور کنیم. مقصود در اینجا ساده است: به جای تقدیر از ناتوانی فقط به موفقیت پاداش می دهیم. به جای حمایت مالی از وضعیت فعلی تنها در اصلاحاتی سرمایه گذاری می کنیم که دستاوردهای دانش آموزان را افزایش بدهد، شاگردان را به برتری در ریاضیات و علوم تشویق کند و مدارس درمانده ای را که آینده بسیاری از آمریکاییان جوان را از آنها می رباید تغییر بدهد و از محله های دورافتاده به داخل شهرها بکشاند. در قرن بیست و یکم یکی از بهترین طرح های مبارزه با فقر تحصیلات عالی است. در این کشور موفقیت فرزندان ما باید به استعدادهای نهفته شان وابسته باشد نه به محل زندگی شان.

ما هنگامی که قانون آموزش ابتدایی و کمکی را تمدید کنیم، با همکاری کنگره این اصلاحات را به همه پنجاه ایالات گسترش خواهیم داد. با این حال در شرایط کنونی اقتصادی، دیپلم دبیرستان هم نمی تواند ضامن یک شغل خوب باشد. من سنا را به پیروی از مجلس نمایندگان در تصویب قانونی فرا می خوانم که کالج های محلی مان را احیا می کند که مسیر زندگی حرفه ای فرزندان بسیاری از خانواده های کارگر آمریکایی را هموار می کند.
برای فراهم کردن هر چه بیشتر شرایط ورود به کالج این قانون سرانجام به سرازیر شدن غیرقابل توجیه پول مالیات دهنده آمریکایی در غالب یارانه های وام دانشجویی به بانک ها خاتمه خواهد داد. به جای این بیایید به هر خانواده ده هزار دلار برای مدت چهار سال تحصیلات کالج اعتبار مالیاتی بدهیم و بر میزان کمک هزینه تحصیلات عالی برای خانواده های کم درآمد بیفزاییم.
و بیایید به یک میلیون دانشجوی دیگر بگوییم بعد از فارغ التحصیلی تنها ده درصد از درآمدشان را باید صرف بازپرداخت وام دانشجویی شان بکنند و بعد از بیست سال بدهی شان بخشیده خواهد شد و اگر برای دولت کار کنند بعد از ده سال از بدهی شان صرفنظر خواهد شد. چرا که در ایالات متحده آمریکا کسی نباید بخاطر ادامه تحصیلات بی پول شود و زمان آن رسیده که کالج ها و دانشگاه ها هم نسبت به کاهش هزینه هایشان جدی عمل کنند چون آنها هم باید در کمک به حل این مشکل مسئولانه عمل کنند.
اما مشکل هزینه تحصیلی تنها یکی از مشکلات قشر متوسط است. به همین دلیل سال گذسته من از معاونم آقای بایدن خواستم سرپرستی یک کارگروه برای خانواده های طبقه متوسط را به عهده بگیرد. از همین روست که ما اعتبار مالیاتی برای مراقبت از کودکان را به تقریبا دو برابر افزایش داده ایم و با ایجاد زمینه پس انداز برای دوران بازنشستگی از طریق دسترسی به یک حساب پس انداز بازنشستگی و افزایش اعتبار مالیاتی کسانی که به فکر تهیه آشیانه ای هستند برای همه کارگران تسهیل کرده ایم. از همین روست که تلاش می کنیم قیمت خانه ها که بزرگترین سرمایه گذاری خانواده ها محسوب می شود را افزایش بدهیم. اقدام هایی که سال گذشته برای تقویت بازار مسکن انجام دادیم به میلیون ها آمریکایی کمک کرد بتوانند وام بگیرند و بطور متوسط یکهزار و پانصد دلار از قسط ماهیانه شان کاسته شود. امسال وام پردازی دوباره را تشدید خواهیم کرد تا مالکان مسکن قادر باشند وام های مقرون به صرفه تری اختیار کنند. و برای برداشتن باری از دوش خانواده های طبقه متوسط است که هنوز به اصلاحات در بیمه های درمانی نیاز داریم.

بگذارید بی پرده بگویم من برای کسب اعتبار سیاسی تصمیم به مقابله با این مشکل نگرفته ام. این امر باید تاکنون روشن شده باشد چرا که من درباره بیمه های درمانی تصمیمی نگرفته ام؛ این درحالی است که چنین تصمیمی می توانست برای من وجهه سیاسی خوبی به بار آورد.
من تصمیم گرفتم در خصوص اوضاع مراقبت های درمانی اقدام کنم به خاطر داستان هایی که از افراد مبتلا به بیماری های مزمن شنیده ام که زندگی شان به داشتن بیمه درمانی بسته است، بیمارانی که از کسب خدمات بیمه درمانی محروم شده اند و خانواده هایی که با وجود برخورداری از بیمه درمانی تنها یک بیماری، با ورشکستگی فاصله دارند.

بعد از نزدیک به یک قرن تلاش ما سرانجام از به تامین امینت جانی آمریکایی های بیشماری از همیشه نزدیکتر شده ایم. راهی که ما در پیش گرفته ایم آمریکاییان را در مقابل اقدام های نادرست شرکت های بیمه حفظ خواهد کرد. به کسبه کوچکتر و آمریکایی هایی که بیمه درمانی ندارند امکان انتخاب یک بیمه درمانی مناسب در یک بازار رقابتی را خواهد داد. همه بیمه های درمانی را نسبت به ارائه خدمات پیشگیرانه موظف خواهد کرد. و در اینجا قدردانی می کنم از بانوی اول آمریکا میشل اوباما که در سال جاری جنبشی رابرای مبارزه با شیوع بیماری چاقی و تضمین تندرستی کودکان آغاز کرده است.

در برنامه ما، آمريکاييانی که دارای بيمه درمانی هستند، می توانند پزشکان و پوشش درمانی خود را نگاه دارند.
طبق اين طرح، هزينه درمانی ميليونها نفر از خانواده ها و شرکتها کاهش خواهد يافت. بر اساس تخمين دفتر تأمين بودجه کنگره، نهاد مستقلی که مورد قبول هر دو حزب است، اين برنامه باعث می شود از کسری بودجه ظرف دو دهه آينده حدود يک تريليون دلار کاسته شود.

اما بايد اذعان داشت که اين مسئله پيچيده ای است، هر چه بيشتر مورد مناظره قرار گيرد، شبهات بيشتری در ميان مردم ايجاد خواهد کرد.
من به سهم خود اين انتقاد را می پذيرم که آنطور که بايد و شايد اين برنامه را برای مردم تشريح نکرده ام. و می دانم که بعد از اينهمه بحث و بررسی هنوز برخی از مردم به اندازه کافی در مورد آن نمی دانند.
در عين حال هم می دانم که اين مشکل از بين نخواهد رفت. امشب تا پايان سخنرانی من ممکن است بسياری از مردم بيمه درمانی خود را از دست بدهند. ميليونها نفر امسال بيمه خود را از دست خواهند داد. کسری بودجه افزايش خواهد يافت. هزينه بيمه درمانی بالا خواهد رفت. حق بيماران ضايع خواهد شد. صاحبان سرمايه های کوچک کل بيمه درمانی را قطع می کنند. اما من اين مردم را رها نخواهم کرد، هيچيک از کسانی که در اين تالار حضور دارند، نبايد مردم را رها کنند.
من از همه می خواهم پيشنهادهايی را که در اين برنامه شده به دقت مورد مطالعه قرار دهند. دليلی وجود دارد که بسياری از پزشکان، پرستارها و کارشناسان خدمات بهداشتی که با ساختار فعلی خدمات درمانی ما آشنا هستند، معتقدند اين برنامه تحول بزرگی در ساختار خدمات بهداشتی ما بوجود می آورد. با همه اين اوصاف، اگر کسی از هر حزب، طرح بهتری برای ارائه دارد، طرحی که باعث شود، هزينه بيمه درمانی کاهش يابد، کسری بودجه کمتر شود، تعداد بيشتری از مردم تحت پوشش خدمات درمانی قرار گيرند، سالمندان از پوشش بهتری برخوردار شوند، و بتواند جلوی سوء استفاده شرکتهای بيمه را بگيرد من مايلم آن را مورد بررسی قرار دهم. اما من از کنگره درخواست می کنم از تصويب اين لايحه، بويژه در چنين موقعيتی که به تصويبش خيلی نزديک شده ايم،  خودداری نکنند.
بياييد با تفاهم و همکاری با يکديگر اين قانون را به نفع مردم به تصويب برسانيم.
اکنون، حتی اگر با انجام اصلاحات در ساختار درمانی کشور، کسری بودجه کاهش يابد، هنوز توانايی آن را ندارد که بتواند ما از اين شکاف عميق بودجه ساليانه نجات دهد. اين چالشی است هر کس بايد هر چه بيشتر در رفع آن بکوشد، چالشی که بسياری از موضع گيريهای سياسی بر بستر آن بوجود می آيد.

در اينجا بگذاريد با تشريح برخی مسائل، بحث مربوط به هزينه های دولت را آغاز کنم. در ابتدای دهه اخير، آمريکا بيش از ۲۰۰ ميليارد دلار مازاد بودجه داشت. زمانی که من به رياست جمهوری رسيدم،  حدود يکسال بود که آمريکا با بيش از يک تريليون کسری بودجه مواجه بود و پيش بينی می شد تا ده سال آينده هشت تريليون دلار کسری بودجه داشته باشد. بخش زيادی از اين مسئله به دلايل متعددی از جمله، عدم پرداخت هزينه های مربوط به دو جنگ، دو دوره معافيت مالياتی، و برنامه پر هزينه تأمين دارو بوجود آمده است. و از همه بالاتر، بخش زيادی از اين مسئله تحت تأثير رکود کنونی اقتصادی است که بودجه ما در يک گرداب کسری ۳ تريليون دلاری قرار داده است. همه اين مسائل ريشه در پيش از دوران رياست جمهوری من دارد و حتی پیش از آنکه من وارد شوم. حقایق را به شما می گویم.
حال، اگر من در موقعيتی عادی به رياست جمهوری رسيده بودم، کاهش کسری بودجه يکی از مهمترين اولويتهايم بود. اما من در بحبوحه بحران کار خود را آغاز کردم، و اقدامات من در جهت جلوگيری از بروز يک رکود اقتصادی ديگر در کشور، مملکت را با يک قرض يک تريليونی مواجه کرد. و من معتقدم اين اقدام درست بود. خانواده ها در سرتاسر کشور کمربندهايشان را محکم کرده اند و در حال اتخاذ تصميم های جدی هستند. دولت فدرال نيز بايد همين کار را بکند. بنابر اين من امشب مايلم پيشنهاد کنم برای جبران يک تريليون دلار که بابت طرحهای نجات اقتصادی صرف شد، اقدامات خاصی صورت گيرد.
از ابتدای سال ۲۰۱۱ بايد خود را آماده کنيم تا کليه مخارج دولتی را تا سه سال متوقف کنيم. البته، اين اقدام تنها برنامه های جنبی دولت را در بر خواهد گرفت، هزينه های مربوط به امنيت داخلی، خدمات درمانی ايالتها، خدمات درمانی فدرال و خدمات اجتماعی شامل اين اقدام نمی شوند.

دولت مانند خانواده ای عمل خواهد کرد که از نظر مالی با محدوديتهايی روبه روست، از انجام بعضی مخارج چشم پوشی کند و فقط به ضروريات بپردازد. من به سهم خود برای انجام اين کار اگر لازم باشد از حق وتو استفاده خواهم کرد.
ما بودجه کشور را خط به خط و با دقت مورد بررسی قرار می دهيم، تا هر  برنامه غير ضروری را از بودجه دولت حذف کنيم. ما در حال حاضر ۲۰ ميليارد دلار برای سال آينده در نظرگرفته ايم. جهت کمک به خانواده های کارگری بر ميزان معافيتهای ماليات بر درآمد خانواده های متوسط الحال خواهيم افزود. اما در شرايطی که با کسری بودجه مواجه هستيم، شرکتهای بزرگ نفتی، صاحبان سرمايه های کلان و کسانی که درآمد آنها به ۲۵۰ هزار دلار در سال بالغ می شود، مشمول معافيتهای مالياتی نخواهند شد.
ما به هيچ وجه از عهده چنين کاری بر نمی آييم.
اما حتی بعد از انجام همه اين  اقدامات باز هم مسئله کسری بودجه ای که پيش از رياست جمهوری من وجود داشت، حل نخواهد شد. رشد فزاينده هزينه های خدمات درمانی فدرال، خدمات درمانی ايالات و خدمات اجتماعی ادامه خواهد يافت. از اين رو از نمايندگان هر دو حزب در کميته رسيدگی به بودجه سال مالی، جاد گرِگ از حزب جمهوريخواه و کِنت کونراد از حزب دموکرات می خواهم اين پيشنهاد را مورد بررسی قرار دهند.
اين از نوع مسائلی نیست که درواشنگتن با ترفند وانمود  می شود حل شده است. کميسيون  بايد در چهارچوب يک جدول زمانی راه حلهای مناسب و مشخصی ارائه دهد. سنا روز گذشته لايحه ايجاد چنين کميسيونی را رد کرد. بنابر اين من هم  با صدور يک فرمان اجرايی اين مسئله را به پيش خواهم برد. من اجازه نخواهم داد اين مسئله از يک نسل به نسل ديگر منتقل شود. و وقتی فردا رأی گيری شود، سنا بايد قانون تأمين تدريجی بودجه را که به دستيابی به مازاد مالی بی سابقه سالهای ۱۹۹۰ انجاميد احيا کند.  من می دانم که برخی حتی در حزب من اين استدلال را دارند که وقتی خيلی ها آسيب دیده اند نمی توان بودجه را کاهش داد و من هم با اين مسئله موافق هستم. به همين دليل است که حذف برخی از هزينه ها تا سال آينده مادام که بنيه اقتصاد قوی نشده است، بوقوع نخواهد پيوست.
اما بايد متوجه بود که در صورت عدم اتخاذ اقدامات مقتضی در جهت رفع اين بدهيها، بازار ما آسیب خواهد ديد، هزينه قرض گرفتن آن افزايش خواهد يافت و بهبود وضع اقتصاديمان را به مخاطره خواهد انداخت. صدماتی که تأثير وخيم تر آن دامنگير بازار کار و اشتغال و سطح درآمد خانواده ها خواهد شد.
برخی افراد در طيف راست شايد استدلال ديگری داشته باشند. بگويند از طريق سرمايه گذاريهای کمتر برای مردم، افزايش سطح معافيتهای مالياتی اقشار پر درآمدتر، رفع مقررات دست و پاگير و ادامه روند ساختار کنونی خدمات بهداشتی کسری بودجه از بين خواهد رفت. ما با چنين استدلالهايی به دام اين بحران افتاده ايم. کسری کنونی بودجه در نتيجه همين گونه استدلاها بوجود آمده است. و ما ديگر نمی توانيم زير بار چنين مسئله ای برويم.

اکنون ديگر زمان آن رسيده است که واشنگتن به جای جدال بر سر يک نبرد خسته کننده به مسائل جديدتری بپردازد. بگذاريد روی مردممان حساب کنيم بدون اينکه فقط کوهی از بدهی برای آنها به جا بگذاريم.
بياييد با عقل سليم به تعهداتی که در قبال مردم داريم، تعهداتی که برای انجام آنها در اين محل ايستاده ايم عمل کنيم.

ما برای انجام اين کار بايد دريابيم که در حال حاضر با بيش از يک کسری بودجه مواجه هستيم. ما با کمبود اعتماد، و شک و ترديدهای فرساينده نسبت به چگونگی عملکرد واشنگتن رو به رو هستيم  که طی سالها بيشتر و بيشتر شده است. برای پر کردن اين شکاف عميق، بايد از نفوذ هر چه بيشتر لابی ها ممانعت کرد، وظايفمان را به روشنی انجام دهيم و حکومتی در خدمت مردممان قرار دهيم که شايستگی اش را دارند.
من برای انجام اين مسئوليت به واشنگتن آمده ام . بدين منظور کابينه دولت من برای نخستين بار در تاريخ اسامی بازديد کنندگان از کاخ سفيد را در وبگاه کاخ سفید قرار می دهد و به همين دليل است که از ورود لابی های  سياسی در بخش سياست گذاريهای مربوط به ايجاد مشاغل يا هیئت های مديره و کميسيونهای دولت فدرال جلوگيری کرده ايم.
اما کار ما در اينجا به پايان نمی رسد. وقت آن رسيده است که از اين لابی ها بخواهيم هر تماسی را که به نيابت از طرف کسی با اعضای کابينه من يا نمايندگان کنگره برقرار کرده اند، افشاء کنند. وقت آن رسيده است که درآمد و دستمزد اين لابی های سياسی که برای نامزدهای انتخاباتی تبليغ می کنند، بطور جدی محدود شود. ديوانعالی کشور ، هفته گذشته قانونی را به مورد اجرا گذاشت که بر اساس آن جلوی منافع ويژه را بگيرد، بويژه شرکتهای خارجی که بدون محدوديت بتوانند در جريان انتخابات ما سرمايه گذاری کنند. من فکر نمی کنم اعتبار انتخابات ما بايد از با منافع گوناگون و بخصوص از طريق شرکتهای خارجی تأمين شود. سرنوشت انتخابات بايد توسط مردم آمريکا مشخص شود. از اين رو از از همه دموکراتها و جمهوريخواهان می خواهيم با تصويب يک قانون اين مسئله را حل کنند.

از کنگره همچنين می خواهم در جهت انجام اصلاحات گام بردارند. شما بخشی از اين هزينه ها را متوقف کرده ايد و بخشی از تغييرات منطقی را مورد استقبال قرار داده ايد. اما برای جلب حمايت مجدد مردم کارهای زيادی بايد انجام گيرد. برای مثال، بعضی از نمايندگان کنگره درخواستهای خود را در وب گاه ها اينترنتی مطرح کرده اند. امشب، من از کنگره می خواهم همه اين درخواستها پيش از آنکه به رأی گذاشته شوند، در يک  وب گاه واحد منتشر کند تا مردم بدانند، پول و سرمايهای آنها در چه راهی مصرف می شود.

البته، هيچيک از اين اصلاحات صورت نخواهد گرفت تا زمانيکه ما ياد نگيريم چگونه با يکديگر کار کنيم.

من چندان خوش باور نيستم. هرگز فکر نکردم انتخاب من باعث ايجاد صلح و هماهنگی شود، و به دوره پس از حزبگرایی بیانجامد. من می دانستم هر دو حزب به تفرقه و تعمیق آن کمک می کنند. در مورد بعضی مسائل اصولاً انديشه های متفاوتی وجود دارد . اين اختلافات در مورد نقش دولت در زندگيمان، در مورد اولويتهای ملی، و امنيت ملی مان، همه اين مسائل بيش از دو قرن در کشورما وجود داشته است، اينها اساس و بنياد دموکراسی ما را تشکيل می دهند.
اما آنچه باعث دلسردی مردم می شود واشنگتنی است که گويا هر روز در حال برگزاری انتخابات است. ما نمی توانيم مدام در حال مبارزه ای باشيم که تنها هدف آن بی آبرو و شرمنده  کردن طرف مقابل باشد، هدف آن باشد که باخت یک طرف به معنی پیروزی طرف دیگر باشد. هيچيک از دو حزب نبايد جلوی تصويب يک لايحه را بگيرد يا آن را به تأخير بياندازد، تنها به صرف اينکه  قدرت انجام اين کار را دارد. تأييد مردم نبايد به گروگان گرفته شود. واشنگتن ممکن است فکر کند، صحبت در مورد طرف مقابل، هر چقدر اشتباه، جزو قانون مبارزه است. اتفاقاً چنين طرز تفکری جلوی هر دو حزب را برای کمک به مردم می گيرد. از همه بدتر اينکه، همه موجب تفرقه ميان مردم می شود و هم باعث می شود مردم از دولت فاصله بگيرند.

بنابر اين من از پای نخواهم نشست. و دست از ايجاد تغيير در لحن سياسی کشور بر نخواهم داشت. من می دانم که امسال قرار است در کشور انتخابات برگزار شود. بعد از انتخابات هفته پيش معلوم است که تب انتخابات پيش از معمول است. اما هنوز بايد در حاکميت باشيم. روی سخن من با دموکراتها است، بايد به شما يادآوری کنم که ما هنوز در اکثريت هستيم، و مردم از ما انتظار دارند بتوانيم برخی از مسائل را حل کنيم. اگر رهبري حزب جمهوريخواه تاکید بر این داشته باشد که برای انجام هر کاری در واشنگتن به رای ۶۰ سناتور نیاز است، بخشی از بار مسئولیت نیز بر عهده آنها نيز خواهد بود. صرف گفتن نه به هر آنچه که شايد خوب باشد، به معنای رهبری نيست. ما برای خدمت به شهروندان کشورمان به اينجا آمده ايم، نه به دنبال جاه طلبی. پس بياييد به مردم آمريکا نشان دهيم که ما باهم هستيم. من اين هفته قرار است در جلسه نمایندگان جمهوريخواه  در مجلس سخنرانی کنم.  و می خواهم با نمایندگان هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات جلسات ماهانه داشته باشم. می دانم که شما منتظرید.

در طول تاریخ ما، هیچ مساٌله ای این کشور را بیش از امنیتمان متحد نکرده است. متاسفانه بخشی از اتحادی که پس از یازده سپتامبر حس می کردیم از میان رفته است. ما می توانیم هر کسی را که می خواهیم از این بابت ملامت کنیم، اما من علاقه ای به تکرار مرافعه گذشته ندارم. من می دانم که همه ما این کشور را دوست داریم. همه ما به دفاع از آن متعهدیم. بنابراین بگذارید طعنه زدن به شیوه بچه مدرسه ای ها را کنار بگذاریم. بیائید این انتخاب اشتباه میان حفاظت از مردم خود ، و حفظ ارزش های خود را رد کنیم. بیائید بیم و شقاق را پشت سر بگذاریم و هرچه را لازم است برای دفاع از کشورمان و رقم زدن آینده ای امیدبخش تر – برای آمریکا و جهان انجام دهیم.
این کاری است که ما از سال گذشته آغاز کردیم.از روزی که من سال گذشته کارم را آغاز کردم ، ما تمرکزمان را بر تروریست هائی که کشورمان را تهدید می کنند تجدید کرده ایم. سرمایه گذاری های هنگفتی در امنیت سرزمینمان انجام دادیم و توطئه ها علیه جان آمریکائی ها را برهم زدیم. ما داریم شکاف غیر قابل قبولی را در توطئه ناکام کریسمس آشکار شد ، با تامین امنیت بهتر برای هواپیماها ، و اقدامات قاطع تر در مورد کارهای اطلاعاتی مان را پر می کنیم. ما شکنجه را ممنوع کردیم وهمکاری هایمان را با کشورهای اقیانوس آرام تا جنوب آسیا وتا شبه جزیره عربستان تقویت کردیم. و در سال گذشته صدها تن از ستیزه جویان القاعده و همدستانشان ، از جمله بسیاری از سرانشان دستگیر یا کشته شده اند - بسیار بیشتر از سال ۲۰۰۸.  

در افغانستان ما شمار سربازهایمان را افزایش داده و به نیروهای امنیتی افغان کمک می کنیم آموزش ببینند تا بتوانند در ژوئیه ۲۰۱۱ اداره امور را آغاز کنند و ما نیز بازگرداندن نیروهایمان را آغاز خواهیم کرد. ما به اداره خوب دولت افغانستان پاداش خواهیم داد. کاهش فساد و حمایت از حقوق انسانی همه افغانها- همه زنان و مردان.
ما در این راه همراه هستیم  با شرکا و متحدانمان  که بر میزان کمکها و تعهداتشان در افغانستان افزوده اند  و فردا هم در لندن خواهند بود تا بر اهداف مشترکمان مهر تایید بزنند. روزهای دشواری پیش روی ماست. اما من به موفقیت ایمان دارم. 

همانگونه که با القاعده می جنگیم، ما عراق را به شهروندان عراقی می سپاریم. بعنوان یک نامزد ریاست جمهوری وعده داده بودم که جنگ عراق را پایان خواهم داد و بعنوان رئیس جمهوری هم این کار را خواهم کرد. ما همه سربازان آمریکا را تا پایان ماه اوت از عراق خارج خواهیم کرد. ما از دولت عراق برای برگزاری انتخابات حمایت خواهیم کرد و برای پیشبرد و صلح منطقه به ملت عراق کمک خواهیم کرد. اشتباه نکنید  این جنگ در حال پایان است و همه نیروهای ما به خانه باز خواهند گشت.

امشب همه مردان و زنان نظامی در عراق، افغانستان و سراسر جهان- باید بدانند که از احترام ما برخوردارند. از قدردانی ما و پشتیبانی تمام عیار ما برخوردارند. و همانطور که باید منابع لازم برای جنگ را داشته باشند ما همه این مسئولیت را داریم که از آنها حمایت کنیم وقتی آنها به میهنشان باز می گردند. به همین خاطر است که ما بیشترین افزایش سرمایه گذاری را برای سربازان از جنگ بازگشته در دهه های گذشته اختصاص داده ایم.  برای همین ما در حال ساماندهی یک سازمان خدمات به سربازان قرن بیست و یکم هستیم برای همین میشل هم در همکاری با جیل بایدن، همسر معاون رئیس جمهوری است که یک تعهد ملی برای پشتیبانی از خانواده نظامیان ایجاد کنند.

در حالی که درگیر دو جنگ هستیم مواجه شدیم با بزرگترین خطر برای مردم آمریکا: تهدید تسلیحات هسته ای. من دیدگاه جان اف کندی و رونالد ریگان، روسای جمهوری پیشین را پذیرفتم، از طریق راهکاری که مانع از گسترش تسلیحات هسته ای باشد.  ما در پی جهانی عاری از این سلاحها هستیم.  با روسیه در حال تدوین پیمانی پیرامون کنترل تسلیحات هسته ای هستیم که در دو دهه اخیر بی نظیر است.  نشست مذاکرات تسلیحات هسته ای ماه آوریل  ۴۴ کشور را در پشت یک هدف روشن متحد کرده است: ایمن کردن تمامی مواد حساس هسته ای  در سراسر جهان طی ۴ سال آینده بطوریکه مانع از افتادن این امکانات به دست تروریستها شود.
این تلاشهای دیپلماتیک به ما کمک می کند تا به سیاست خود درباره کشورهایی بپردازیم که برای به دست آوردن سلاحهای هسته ای، میثاقهای بین المللی را زیر پا می گذارند.
از این روست که کره شمالی با انزوای جهانی و تحریمهای شدیدتری روبرو شده است و زیر فشارهای بیشتری قرار گرفته است.

از این روست که جامعه جهانی متحدتر می شود  و جمهوری اسلامی ایران منزوی تر شده است. و رهبران ایران همچنان به نادیده گرفتن تعهداتشان ادامه می دهند که نباید شک داشت که  آنها با پیامدهای شدید آن نیز مواجه خواهند شد.

این رهبری که ما ارائه می کنیم، تعهدی که امنیت جمعی و رفاه را برای همه مردم به همراه خواهد داشت، ما در جریان همکاری در گروه بیست G20 ، به بازسازی درازمدت  و پایدار جهانی می رساند.  ما در همکاری با جوامع مسلمان سراسر جهان بدنبال  ارائه خدمات علمی، آموزشی و نوآوریها هستیم. نقش ما از تماشاگر مبارزه علیه تغییرات جوی تغییر کرده و  به رهبری آن رسیده ایم.

ما در حال کمک به کشورهای در حال توسعه هستیم تا به خودکفایی برسند و علیه بیماری ایدز مبارزه کنند. ما در حال عملیاتی کردن طرحهای تازه ای هستیم که به ما امکان می دهد تا سریعتر و موثرتر با حملات  تروریستی بیولوژیکی  و یا اشاعه بیماریها مقابله کنیم. برنامه ای که  هم علیه تهدیدات در داخل کشور است وهم سبب تقویت بهداشت عمومی در خارج از کشور می شود.
 
بیش از ۶۰ سال است که آمریکا این اهداف را دنبال کرده زیرا سرنوشت ما به  انهایی که آنسوی مرزهای ما  هستند، گره خورده است. اما ما همچنین به این دلیل این کار را می کنیم، چون کار درستی است. به همین دلیل است که در حال حاضر که ما اینجاییم، بیش از ده هزار آمریکایی همراه با بسیاری ملتهای دیگر در حال تلاش و کمک به مردم هاییتی برای بازسازی آنجا هستند. به همین دلیل است که در  کنار دختری هستیم که در افغانستان می خواهد به مدرسه برود و نیز به همین دلیل است که از حقوق انسانی زنانی که در خیابانهای ایران راهپیمایی می کنند حمایت می می کنیم، و یا به همین دلیل است که حامی  مرد جوانی هستیم  که به دلیل فساد در گینه از داشتن شغل محروم شده است.

آمریکا باید همیشه در سوی آزادی و شرافت انسانی باشد. در خارج از  آمریکا،  بزرگترین منبع قدرت آمریکا ایده آلهای ما بوده است. در خانه نیز همین طور است.
ما در تنوع باورنکردنی که  که داریم، یکپارچگی می یابیم این در قانون اساسی ما وجود دارد. این امر که همه ما مساوی هستیم

فرقی ندارد که هستید یا چه شبیه چه هستید، اگر شما از قانون پیروی کنید قانون از شما حمایت خواهد کرد. و اگر شما به ارزشهای مشترک ما پایبند باشید هیچکس نباید با شما به گونه ای متفاوت برخورد کند.
ما باید دایما این عهد را تمدید کنیم. دولت من یک اداره حقوق مدنی دارد که به مسائل مدنی و تبعیضات در محل کار می پردازد. ما بالاخره  قوانین خود را علیه جرایمی که ریشه در تنفر دارد . تقویت کرده ایم.

امسال من با کنگره و ارتش مان کار خواهم کرد تا سرانجام قانونی را که اجازه نمی دهد آمریکاییان همجنسگرا بتوانند به کشوری که دوستش دارند خدمت کنند، فسخ کنیم. ما تمام موارد پایمال کردن حقوق مساوی را از بین خواهیم برد تا زنان بتوانند در برابر کار مساوی از حقوق مساوی با مردان برخوردار شوند. ما باید به تلاشمان برای اصلاح نظام مهاجرتی معیوب ادامه دهیم. تا مرزهایمان امن شوند. تا قوانین جاری شوند و یقین یابیم که هرآن کس که به قانون پایبند است بتواند در اقتصاد و رفاه و غنای ملت ما سهیم شود.

در فرجام، این آمال و ارزشهای ماست که آمریکا را می سازند ارزشهایی که اجازه دادند ما کشوری بسازیم از مهاجران گوشه و کنار کره زمین. ارزشهایی که پیش برنده شهروندان ماست.
هرروز آمریکاییان با تعهدهایشان روبرو هستند، تعهدات به خانواده، به همسایه ها  و کارکنانشان. امریکاییان به همسایه هایشان کمک می کنند. به کارشان افتخار می کنند و روحیه  سخاوتمندانه دارند. اینها ارزشهای مربوط به جمهوریخواهان یا دمکراتها نیست، ارزشهای کاری یا بازرگانی نیست، اینها ارزشهای آمریکایی ست.
متاسفانه بسیاری آمریکاییان ایمان خود را به این که  نهادهای بزرگ: شرکتهای ما؛ رسانه های ما و حتا دولتمان منعکس کننده این ارزشها هستند – از دست داده اند.
هرکدام از این نهادها مملو از زنان و مردان باشرافتی است که برای رونق بخشیدن به کشور سخت کار می کنند ولی هربار که یک رئیس شرکت به خودش پاداش می دهد یا بانکداری بقیه را به خطر می اندازد تا خودش پیش رود آنگاه تردید مردم رشد می کند. هربار که لابی گرها سیستم را به بازی می گیرند و سیاستمداران، بجای آن که کشور را بالا ببرند، به جان هم می افتند، ایمان و اعتمادمان را از دست می دهیم.
هربار که مفسران رسانه ها می آیند و بحث های جدی را به مباحثاتی سبک تبدیل می کنند شهروندان ما روی بر می گردانند.
شگفت نیست اگر این همه بدبینی هست.
شگفت نیست اگر این همه ناامیدی هست.

در کارزار انتخاباتی وعده تغییر دادم. تغییری که ما می توانیم به آن یقین داشته باشیم. شعار تمام شده. همین دم، من می دانم آمریکاییان بسیاری هستند که چندان یقین به توانایی تغییر در آینده ندارند یا اینکه حداقل من بتوانم این کار را بکنم. فراموش نکنید من هیچگاه نگفتم تغییر و تحول آسان خواهد بود یا  من به تنهایی می توانم آنرا انجام دهم. دمکراسی در یک کشور ۳۰۰ میلیونی می تواند پرسروصدا باشد. مشکل باشد، بغرنج باشد وقتی تلاش می کنید کارهای عمده انجام دهید؛ ایجاد غلیان احساسات می کند. ایجاد جنجال می کند. آنهایی که مثل ما در کار دولتی هستند می توانند به این واقعیت برسند، با انجام حداقل ها یا پرهیز از دادن پاسخ واقعی؛ این که تنها کارهایی انجام دهیم که باعث بالارفتن محبوبیت در نظر سنجی ها می شود، و  همین طور از بگذرانیم  تا برسیم به انتخابات بعدی، به جای اینکه کار درست را برای نسل بعدی انجام دهیم.

اما من این را می دانم که اگر پنجاه سال، یا صد یا دویست سال پیش چنین تصمیمی گرفته بودند، ما امشب اینجا نبودیم. تنها دلیلی که اینجا هستیم به این دلیل است که نسلهای پی در پی امریکاییها  از انجام کارهای درست، حتی اگر موفقیت در آن روشن نباشد، برای زنده نگه داشتن رویای این کشور، برای بچه هایشان و نوه و نتیجه هایشان، نترسیدند. دولت ما امسال برخی عقب نشینی های سیاسی داشته. و برخی از آنها حقمان بوده. ولی من هرروز صبح از خواب بر می خیزم می دانم که این عقب نشینیها در برابر مشکلاتی که خانواده های آمریکایی با آن مواجه اند هیچ نیست. آنچه مشوق من است، آنچه که باعث مبارزه من است، این است که به رغم همه عقب نشینیها و مشکلات، آن روحیه مصمم و خوش بینی و شرافت بنیادی که همیشه در عصاره و قلب آمریکاییان بوده زنده است.
زنده است در آن مرکز کسب و کاری که صاحبش به من نوشت شرکتش و هیچکدام از ما حاضر نیستیم در باورمان شک احتمال ناکامی را  مد نظر قرار دهیم،
این روحیه در زنی ونده است که گفت گرچه او و همسایگانش از بحران مالی ضربه خورده اند، ما همچنان قوی هستیم ما پشتکار داریم ما آمریکایی هستیم.
این روحیه را در یک پسربچه ۸ ساله اهل لوییزیانا می بینیم که پول توجیبی اش را برای من فرستاده و خواسته بود که آن را به مردم هاییتی بدهم.
و این زنده است در همه آمریکاییانی که همه کار و زندگیشان را رها کرده اند تا بروند به جایی که قبلاً نبوده اند و مردم را از زیر آوار بیرون بکشند.
همین باعث شده همه بگویند آمریکا، آمریکا. زمانی که یک زندگی فرد دیگری نجات داده شده.
روحیه ای که این کشور را برای بیش از دو قرن حیات بخشیده، در میان شما وجود دارد.

ما سال دشواری را پشت سر گذاشتیم. ما دهه بغرنجی را به پایان بردیم. اما سال نویی آمده، و دهه نوینی پیش روی ماست. ما تسلیم نخواهیم شد. من تسلیم نخواهم شد. بگذارید این لحظه را تسخیر کنیم. رویایمان را پیش بریم و اتحادمان را استوارتر کنیم.

سپاسگزارم! خداوند نگهدار شما باد! و خداوند پشتیبان ایالات متحده آمریکا باشد.

معرفی فيلم W.E

نظرسنجی

دولت ایران می گوید از این هفته ۱۰ میلیون نفر به سبب «مرفه» بودن باید از گردونه دریافت یارانه نقدی حذف شوند. طرح تحول اقتصادی می گوید بزودی یارانه ۱۰ میلیون نفر دیگر نیز قطع می شود. بنظر شما کدامیک از گزینه های زیر در بهبود رفاه شهروندان مؤثرتر است:

نتيجه »

همچنين ببينيد....

پرخواننده ترين مطالب

همچنين ببينيد....